تبليغاتX
.::. L-TeaM .::.

.::. L-TeaM .::.

* LoVe TeaM *

10 فرمان براي حرفه‌اي‌شدن

10 فرمان براي حرفه‌اي‌شدن

 "حرفه‌اي‌بودن دركار عبارتست از داشتن ديدي كامل و نگرشي كل‌نگرانه به يك كار يا زمينه‌ي كاري كه با تسلط و احاطه‌اي همه‌جانبه بر موضوع همراه است و صد البته ناشي از دغدغه‌مندي، تجربه فراوان و كسب دانش و خردمندي لازم و كافي در آن زمينه است."

اصول حرفه ای بودن را به اختصار می توان اینگونه بر شمرد :

1.دغدغه‌مندي: كار براي شما، مسأله و دغدغه است، يعني شما به هر علت (نياز مالي، دغدغه علمي و...) آمده‌ايد تا مسأله‌اي را حل كرده و گره‌اي را بگشاييد.

2.جديت: آن كار براي شما يك مسأله‌ي عادي يا فرعي نيست بلكه در كار مصمم و جدي هستيد.

3.دانش و خردمندي: بر آن حوزه‌ي كاري اِشراف فكري داريدو خلاقانه و آينده‌نگرانه به ارتقاي وضعيت انديشيده و راهكارهاي آن را ابداع مي‌نماييد.

4.تجربه فراوان: در اثر تجربه و ممارست فراوان در آن زمينه، دركي عميق و ژرف‌يافته و تمامي مهارت‌ها و توانمندي‌هاي مورد نياز را به‌دست آورده‌ايد.

5 .لذت‌بردن: دائماً از انجام كار خود، لذت مي‌بريد وآن را صرفا"براي رفع نياز، گذران امور، با بي ميلي و به‌صورت انفعالي انجام نمي‌دهيد.

6.      احترام‌گذاري: براي همكاران، مشتريان، كارفرمايان، سازمان خود و به ‌ويژه براي پيش‌كسوتان نهايت احترام و ادب را قائليد.

7.يادگيري مستمر: دائماً در كار خود مي‌آموزيد و در هر مرحله از انجام كار خود، سعي مي‌كنيد نكته‌اي را آموخته و دست‌خالي از اين تجربه برنگرديد.

8.پشتكار: هيچگاه نوميدي بر شما مستولي نمي‌گردد و به راحتي از ميدان بدر نمي‌شويد.

9.دلسوزي و تعهد: كارهاي خود را دلسوزانه و متعهدانه انجام مي‌دهيد. به كار خود و سازمانتان "تعلق‌خاطر" داريد و كار را از آنِ خود مي‌دانيد.

10.  بهره‌وري: بازده كار شما بالاست. اثر بخشي و كارآيي زيادي داريد. ازسرعت و دقت كافي برخورداريد و در كارهايتان خلاقيت و نوآوري به خرج مي‌دهيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 21:1  توسط shahriar  | 

جغرافیای رفتارهای انسانی(محک زدن خویش با معیارهای علمی)

جغرافیای رفتارهای انسانی(محک زدن خویش با معیارهای علمی)

1_کسانی که زود می آیند اما دیر می رسند:این گروه از انسانها برای مواجه با پدیده های جدید خیلی اشتیاق نشان می دهند این دسته اتفاقا...........

2_کسانی که دیر می آیند اما زود می رسند:حتما با کسانی روبرو شده اید که درگیر مشکلات بسیاری هستند فشارمخارج روزانه وخستی های یک زندگی پر از درد سراغلب............

3_آدمهایی که که هر وقت می آیند هیچ وقت نمی رسند:این گروه عمدتا بدبین و مخالف هستند آنها می کوشند در هر جایی وظیفه مخالف را ایفا کنند احتمالا قراردادهایی دارند برای این که.......

 4_آدمهایی که هر وقت می آیند دیر یا زود مهم نیست چون زود میرسند:این گروه آدمها کافی است به مرز تشخیص حق وباطل برسند به راحتی بر موج تغییرات می نشینند و صفحه آرزوهای خود رااز آنچه قابل استفاده........

 منبع: مجله همه  چیز

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 20:55  توسط shahriar  | 

ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام  مــــــــــــــــــــن برگشـــــــــــــتم !!!

( حتما" میگید به درک  ) ولی این چند وقته بخاطر مدرسه نبودم SorrY

ولــــــــــــــــــــــــــی به امید خدا و به کمک شما ) نظـــــــــــــــــــر شما کار رو ادامه میدیم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 14:24  توسط shahriar  | 

+

الماس را جز در قعر زمین نمی توان یافت و

حقایق را جز در اعماق فکر نمی توان کشف کرد.     ویکتور هوگو

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 20:37  توسط shahriar  | 

اسپانسرینگ Qi

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 3:45  توسط shahriar  | 

اسپانسرینگ Qi

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 1:41  توسط shahriar  | 

مر تبط با مطلب قبل

این مطلب از
کوئست کرمان گرفته شده : >> به علت مطالب جامع و کاملی که درج شده <<
 
 

سکه تخت جمشید، نماد عظمت تمدن ایران

 

 

 

در سال 518 قبل از ميلاد توسط پادشاه داريوش، پرسپوليس به عنوان پايتخت جديد امپراتوري ايران بنا شد.كه در روزگار مدرن ايران قرار داشت. باقيمانده پرسپوليس (تخت جمشيد) به نشان قدرت و دانش پيشرفته تمدن بزرگ ايران شهرت دارد.

شهر بر روي يك تخت سنگ بزرگ كوهستاني مسطح قرار دارد، كه شامل مقبره هاي بيشمار و ساختمانهاي با شكوه است.شامل تالاري با يكصد ستون كه توسط داريوش ساخته شده است، و آپادانا و تريپيلون كه توسط پسرش، خشايار اول، در قرن پنجم قبل از ميلاد كامل شده است.

كمتر از 2 قرن كه از ساخت آن گذشت، شهر توسط اسكندر كبير خراب شد و تبديل به يكي از قسمتهاي امپراطوري مقدوني شد.از آن زمان به بعد ، پرسپوليس به تدريج تنزل پيدا كرد تا اينكه بلاخره متروكه شد.امروزه، تنها 13 ستون باقيمانده آن سرپا هستند ولي عظمت و ابهت آنها ادامه دارد و همه را حيرت زده ميسازد تا اينكه در سال 1979، پرسپوليس در ليست مكانهاي تاريخي و ميراث دنيا قرار گرفت.

به افتخار اين شهر باستاني، گلدكوئست با افتخار سكه يادبود پرسپوليس را معرفي ميكند. تصوير تخت جمشيد به همراه نشان شهر (گاو دوسر) و كلمه پرسپوليس كه به فارسي نوشته شده، با روكش طلا طراحي شده است. اين سكه نقره با شكوه توسط بانك مركزي جمهوري سومالي به ارزش 100$ گارانتي شده. اين شاهكار نفيس  و كمياب بطور كامل عظمت يكي از گنجينه هاي معماري دنيا را در يك سكه زيبا در بر دارد و نسل به نسل در دست ها خواهد گشت.

سکه تخت جمشید ۶۵میلیمتر قطر دارد، به وزن ۵ انس (۳۲گرم) از جنس نقره ۹۹۹، با روکش طلا، و به تعداد ۹۹۹۹ عدد.

قیمت Retail آن ۵۳۰ دلار و قیمت برای IRها ۴۸۰دلار میباشد که ۰.۸ UV امتیاز دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 1:28  توسط shahriar  | 

نماد قدرت ایران و ایرانیان

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 1:24  توسط shahriar  | 

...

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟ 

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا" 

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما  نمایانگر ماست , خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد."
شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"
شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریک هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا, شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."


و آن شاگرد پاسخ داد: "شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع
خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریک که در نبود نور می آید.

 

نام آن مرد جوان آلبرت انیشتن بود

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 17:24  توسط shahriar  | 

مسابقه

قورباغه ها


روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با
هم مسابقه ی دو بدند.
هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود.

جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند

و مسابقه شروع شد....

راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی
بتوانند به نوک برج برسند.
شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید
:
"
اوه,عجب کار مشکلی!!"
"
اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند."
یا

"
هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلند ه!"

قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند.

بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند
...
جمعیت هنوز ادامه می داد,"خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه!"
و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف  ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر.... 
این یکی نمی خواست منصرف بشه، بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید!
بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو انجام داده؟ 
اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا
کرده؟و مشخص شد که...
 
برنده ی مسابقه کر بوده!!!

 
 
هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... چون اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند--چیز هایی که از ته دلتون آرزوشون رو دارید!
هیشه به قدرت کلمات فکر کنید.
چون هر چیزی که می خونید یا میشنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره
 
پس:
 
همیشه....
مثبت فکر کنید!
 
و بالاتر از اون
کر بشید هر وقت کسی خواست به شما  بگه که به آرزوهاتون نخواهید رسید! 
و  باور داشته باشید
:
ما همراه خدای خودمون همه کار می تونیم بکنیم.

از کوئسترجوان

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 13:43  توسط shahriar  |